توقف - تاریخ: 1400/11/14 ساعت: 1:13
سلاممهربان بی همتامنِ ناجیز، انگار باید بشکنم تا مگر به سمت و سوی تو بیایماین بار هم تو بهتر دیدی که چگونه شکستم... چگونه...اینقدر همیشه به من نعمت داده ای، که شکر نکردم و از شماره بیرون است...اینقدرررر مرا آنچنان که شایسته اش نبوده ام عزت داده ای که واقعا فکر کردم عزیز هستم و خود را پچیزی انگاشته ا...
طناب - تاریخ: 1400/11/14 ساعت: 1:13
این مدت مداوم به یاد داستان کوهنوردی بودم که از کوه به پایین پرت شد، و فقط به این شک داشتم گه آیا ندایی که می شنوم، از جانب خدا است؟ داستان: https://www.google.com/amp/s/rasekhoon.net/article/amp/show/1406708/%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B7%25D9%2586%25D8%25A7...
خرده اعتراف - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:22
بسم اللهالحمدلله بابت سختی های زندگی... الحمدلله علی کل حال...توی هر زندگی ای نگاه می کنم، میبینم کلی مشکل هست... مشکلات مادی، مشکلات سلامتی، مشکلات عاطفی، مشکل جوان بیکار داشتن، مشکل جوان مجرد داشتن، مشکل بچه داشتن...انصاف میدم که نا مردیه که ناشکری کنمو اگه اونقدر که باید شکر نکنم...وقتی که قصر بز...
فرصت - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 9:53
سپاسگزارم از تو بابت همه ی نعمت هایت که در شماره نخواهد گنجید... مگر بعدد ما احاط به علمک... از تو ممنونم بابت خاطرات شیرینی که برایم رقم زده ای بابت روزگار خوشی که برایم نوشتی در زمین کرب و بلا که برایم چون رویاست و خیلی نزدیک در دلم و بابت فرصت دیگری که به من داده ای با حس شیرین آغازی دیگر و باز ه
خداي من - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
خدايا تورا سپاسمينويسم تا يادم بماند... اين روز هايي را كه همه مرا تنها گذاشته اند و تنها تو ماندي... تو كه هميشه با من بوده اي... تو كه هميشه و در همه حال به من كمك كرده اي و بدون منت در هر لحظه و هر حال پذيراي من هستي...خداي منتورا سپاسمي نويسم چرا كه من انسان ام... و فراموش ميكنم اين روز ها را مث...
عيد قربان - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
شرمنده ام خدا... كه خودم را و دلم را و خواسته هايم را و زيبا ترين داشته هايم را قرباني نكردم برايت... خودم آمدم اينجا ، بدون چاقو ، بدون قرباني ، بدونِ ... با سري فرو افتاده و شرمگين... مثل هميشه... و اميدي كه دست مرا بگيري... و به دستانم جان تازه اي ببخشي... تا تيغ بر گلوي دلم بگذارم و زيباترينم را...
دلم براي تو - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
دلم براي تو گاهي خداي من تنگ است....
بهار - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
سلاميه نامه ي ديگه براي تو...تو كه قول داده اي كه همه ي نامه هاي من رو ميخوني... ميخوني نه؟سلامدوباره سلامحالا ديگه حواست كامل به منه و منم شايد حواسم به تو...ساعت نزديك سه نصف شبه... و من هنوز اتاق و كمد هايم رو مرتب نكرده ام...كمتر از 12 ساعت ديگه مونده به تحويل سال... البته وقتي كنار تو باشم و به...
به نام تو - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
می دانی که حرف در دلم بسیار است و غبار و زنگ در دلم بیشتر و نیاز به نوشتن دارم برای تخلیه... پس به نام تو میگویم و با نام تو آغاز میکنم تا دست هایم را بگیری، و تک تک انگشتانم را روی تک تک دکمه های کیبورد فشار دهی به عدالت از تو ممنونم که مرا فقیر آفریدی و زیبا تا بشناسم تو را... از تو ممنونم که مرا ...
مزمزه... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
سلام مهربان چه لذتی در زندگی بالاتر، و شیرین تر از این، که لغات تو را، و تک تک حرکات و زیر و بم آن ها را به یاد بسپارم - تک تک - و در تمام طول زندگی در تک تک لحظات آن ها را زمزمه کنم . . .
انتهای زندگی - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:45
میخواهم که تنها تو را بخواهم آن گونه که تو مرا می خواهی خودت برایم بخواه! برایم بخواه برایم بخواه برایم بخواه

برچسب‌های مرتبط

خداي من | خدای من | خدای من خداییست | خدای من کجایی | خدای من دوستت دارم | خدای من کمکم کن | خدای من بهشتی دارد | خدای من کجاست | خدای من تو را قسم | خداي من كمكم كن